تاريخ : 92/01/27 | 8:3 | نويسنده : پیمان حیدری مقدم

تعریف حسابداری سنجش مسئولیت:

v      حسابداري سنجش مسئوليت  يا سيستم حسابداري بر اساس مسئوليت بر اين اصل تكيه دارد كه هر شخص مسئول عملكرد خود و زير دستانش ميباشد.اين مفهوم حسابداران را در انجام و ارائه گزارش نتايج عمليات از نقطه نظر مسئوليت رهنمون ميسازد.

v      حسابداري بر اساس مسئوليت به نوعي سيستم حسابداري اطلاق ميگردد كه عملكرد سازماني را طبق خطوط مسئوليت ،برنامه ريزي ،اندازه گيري وارزيابي  ميكند ودرآمدها وهزينه ها بر مبناي  مراكز مسئوليت تجميع وگزارش ميگردند.

v          حسابداري سنجش مسئوليت به مفاهيم و  ابزارهاي مختلفي اشاره دارد كه حسابداران مديريت را قادر مي سازد تا عملكرد بخشها و افراد مربوط را ارزيابي و از هماهنگي هدفها اطمينان حاصل كنند.

تعاریف مسئولیت:

v      مسئوليت را ميتوان جوابگويي فرد يا گروه براي يك عمل در نظر گرفت وقتي اين عمل نتايج وپيامدهاي مشخصي نسبت به سازمان ويا شغل مشخصي داشته باشد.

v      الزام به پاسخگويي ،امكان مورد بازخواست گرفتن ،پاسخگويي وتوانايي به پاسخگويي در قبال اعمال يا تعهدات .

v      تعهد منطقي در قبال اختيارات تفويض شده به يك فرد يا گروهي از افراد كه در تصميم گيريها وفعاليتهاي سازماني شركت دارند.

رابطه ی اختیار و مسئولیت:

يك شخص در مورد چيزي  مسئوليت  دارد كه حق اختيار داشته باشد بنابراين درخارج از حوزه اختيارات خود هيچ مسئوليتي ندارد.

عناصر سیستم های حسابداری سنجش مسئولیت:

حسابداری سنجش مسئولیت یک سیستم گزارشگری اطلاعات است که داده های مالی را بر مبنای حوزه های مسئولیت در یک سازمان طبقه بندی میکند.و درآمد و هزینه ی هر یک از حوزه های عملیاتی را که جهت کنترل به مدیر واگذار میشوددسته بندی و گزارش میکند.همچنین آن را حسابداری سود آوری نیزمی گویند.

سیستم حسابداری سنجش مسئولیت گزارشهای حسابداری را تخصصی میکند.چنین سیستمی بر مراکز مسئولیت تاکید دارد.مرکز هزینه یک واحد سازمانی است که در حسابداری سنجش مسئولیت برای آن گزارشهایی تهیه میشود.

مراکز هزینه مراکز سود و مراکز سرمایه گذاری همگی از مراکز مسئولیت به شمار می آیند.

اهداف و فواید حسابداریسنجش مسئولیت:

در بحث اهداف حاكميت شركتي دستيابي به مواردي همچون پاسخگويي ،شفافيت ،عدالت (انصاف ) ورعايت حقوق ذينفعان  به عنوان اهداف اصلي مطرح ميگردد.حاكميت شركتي قوانين ،مقررات ،ساختارها ،فرايند ها فرهنگها وسيستمهايي است كه موجب دستيابي به اهداف فوق ميشود. از لحاظ حاكميت اين فرايندها وقوانين يا به عبارتي ديگر سيستمهاي حاكم بر روابط شركت به دو طبقه سيستمهاي درون سازماني وبرون سازماني طبقه بندي شده اند.نقش مكانيزمهاي داخلي  وتعيين حوزه هاي مسئوليت مديران اجرايي از محورهاي تحولات اخير در مبحث حاكميت شركتي است كه حسابداري سنجش مسئوليت  از جمله سيستمها وفرايند هاي مرتبط با اين موضوع ميباشد.

ü       به دليل مشاركت در تصميم گيري روحيه كاركنان وميزان ارضاي شغلي آنان بالا خواهد بود .

ü       تصميمات در مواقع لزوم اتخاذ شده وزمانبندي صحيح تصميم گيريها رعايت ميشود.

ü      باعث افزايش انگيزش مديران و كاركنان براي فعاليت در راستاي هدفهاي سازمان ميگردد.

ü       امكان سنجش و ارزيابي عملكرد واحدهاي تابعه ، مديران و سايركاركنان سازمان وجود خواهد داشست.

ü      تصميمات در سطوحي گرفته ميشود كه در آن سطوح مسئولان با مشكلات قسمت واطلاعات مربوط به تصميم گيري آشنايي نزديك دارند.

ü      بدليل استفاده از تجارب ومهارتهاي مسئولين سطح توانمندي  منابع انساني  ارتقاء يافته ودر نهايت سطح مهارت مديريت افزايش خواهد يافت.

مراکز مسئولیت:

بدليل ضرورت پيگيري مسئوليت وضرورت شناسايي قسمتهاي ضعيف در سازمان اطلاع از اينكه هزينه به كدام قسمت مربوط ميشود اهميت دارد .بر اين اساس سيستم حسابداريي لازم است تا بتواند هزينه ها را بر حسب مبدا هزينه جمع آوري كرده و از اين طريق حسابداري سنجش مسئوليت را اعمال كند .لذا اساس سيستم حسابداري سنجش  مسئوليت  اين  است كه  هر يك از بخش هاي تابعه  واحد انتفاعي را نوعي  مركز مسئوليت محسوب ومتناسب با وظايف محوله سازماندهي   گردد.مدير هز بخش  نيز ،، مسئول حسابدهي در قبال نتايج مالي فعاليتهاي آن بخش مي باشد .به عبارت ديگر مركز مسئوليت كوچكترين واحد در يافت سازماني تشكيلات اداري است .گروه مسئوليت شامل يك رئيس واحد و واحدهاي كوچك تحت سرپرستي  او ميباشد.

حسابداری سنجش مسئولیت از دیدگاه علوم رفتاری:

مسئوليت باعث افزايش كارايي ،ارضاي شغلي ،افزايش روحيه ،افزايش كوشش ،قدرت ابداع ،واستقلال داخلي افراد مي گردد.از اين ديدگاه  پذيرش  مسئوليت نتايج مطلوبي را براي سازمان ايجاد خواهد كرد.در ايجاد و پياده سازي يك سيستم سنجش مسئوليت نيروي انساني از مهمترين عوامل  ميباشد. بررسي مفهوم مسئوليت در حوزه علوم رفتاري را ميتوان از ديدگاه تئوري  x و y  تببين نمود.در بررسي  سنجش مسئوليت از اين دو ديد گاه تفاوتهايي وجود دارد.

تئوری X

در سازمانهايي كه اين تئوري فلسفه حاكم  مديريت است كنترل مديران سطوح بالا از طريق سيستم سنجش مسئوليت برپايه بودجه استوار است.ساير جنبه هاي اين سيستم اينست كه شامل جزييات اطلاعات مربوط به عمليات مالي مديرا ن بوده وبازخوردهاي منتاوب اطلاعات از سطوح پايين به بالا را فراهم ميكند.استانداردهاي لازم براي انعكاس فعاليتهاي مختلف افراد را به صورت متحد الشكل ممكن ميسازد.انحرافات نامساعد را تعيين وبر علل پيدايش آن تاكيد ميورزد.سنجش مسئوليت بر اساس اين تئوري هنگامي كه پرسنل از مهارت كمي برخوردارند مناسب خواهد بود اما در بلند مدت داراي معايبي ازقبيل عدم امكان سنجش  كارايي كاركنان ،عدم تعيين نقش سرپرست عملياتي در سلسله مراتب سازماني،بدليل تاكيد بر تقش سرپرست در انجام فعاليتي خاص  را در پي خواهد داشت . اين امر انطباق اهداف افراد در فعاليتها را با كل سازمان برآورده نميسازد.چرا كه ممكن است تاكيد بر فعاليت خاص به نفع بخشهاي ديگر سازمان نباشد.مشاركت ،ارتباطات ومسئوليتهاي گروهي را در بين افراد سازمان تشويق نميكند ودر نتيجه  به افزايش   كارايي توليد منجر نميگردد.به نظر فلسفه حاكم بر اين نوع سيستم بيشتر در شركتهاي خصوصي وكوچك  بوده كه مالك تمايل به اعمال  كنترل بر كليه مديران خود را دارد.

 

 تئوریY

فلسفه اين سيستم سنجش مسئوليت بر پايه اطلاع رساني به كليه مدي2راني  است كه در تعين وتعقيب افراد سازمان مشاركت دارند .اين سيستم مديران وافراد سازمان را به همكاري وهمفكري در برنامه ريزي كوتاه مدت وبلند مدت  استانداردها وبودجه شركت تشويق ميكند.بودجه ها واستانداردها به منزله وسيله كمي ومقداري براي نشان دادن اهداف سازمان ومكانيزمي كه خط مشي آينده را تعيين ميكند بكار ميرود.اين سيستم جزييات اطلاعات مندرج در گزارش مسئوليت را كاهش ميدهد واز انعطاف پذيري بيشتري برخوردار است .از آنجا كه اين سيستم بنا بر نياز  استفاده كنندگان از گزارش مسئوليت  تهيه شده ،هم گزارش مساعد وهم نامساعد را ارائه ميدهدفلذا به عنوان مكانيزمي براي تشويق وتنبيه بكار برده ميشود. فوايد ذيل را ميتوان براي اين سيستم برشمرد:

ü      به افزايش انگيزش ،روحيه ،احساس تعلق  وارزش افراد در سازمان  كمك ميكند.اين عوامل ميتواند كارايي توليد را افزايش داده وروابط انساني را در سازمان تقويت نمايد.

ü      به كاهش نقل وانتقالات ،ترك خدمت ،عدم اطمنيان ،نارضايتي ،انزوا وگوشه گيري وشكايات از طريق مشاركت كاركنان در فعاليتهاي شركت وگروههاي رسمي كمك ميكند ودر نتيجه به سود آوري شركت منجر ميگردد.

ü      نااميدي ،فشار وريسك براي مديران كليدي وبخصوص زماني كه گزارشهاي مربوط به كارايي  نامساعد هستند تقليل ميدهدواثرات  عوامل منفي سازماني را از بين برده يا تخفيف ميدهد.

 



  • بروغني
  • دانلود افزار