تاثیر ارتباط حسابرس با كمیته حسابرسی و هیئت مدیره بر كیفیت گزارشگری مالی
مقدمه
قانون ساربنز اكسلی1 بر
نقش كمیته حسابرسی در تضمین كیفیت نتایج مالی گزارششده تاكید داشته و آن
را گسترش داده است. این قانون، موجب پیدایش مرجع نظارتی قدرتمندی به نام
هیئت نظارت بر حسابداری شركتهای سهامی عام2 برای نظارت بر حرفه حسابداری و حسابرسی شد. وظیفه
این هیئت تهیه استانداردهای جدید حسابرسی، تعیین اصول حسابداری مورد
نیاز، تدوین استانداردهای كنترل كیفیت حسابرسان و انتشار آیین رفتار
حرفهای است. این نقش بسی فراتر از نقش سایر مرجعهای نظارتی قبلی بوده و
نیازمند بهبود و گسترش ارتباط میان كمیته حسابرسی و حسابرسان مستقل است (Cohen et al., 2007)؛ پس لازم است تا به بررسی این موضوع پرداخته شود. هیئت
یادشده در سال 2004 استانداردی را مطرح کرد تا رهنمود فرایند ارتباط بین
حسابرسان مستقل و كمیته حسابرسی را بهبود بخشد. گروه مشورتی هیئت نظارت بر
حسابداری شركتهای سهامی عام، مباحث مربوط به فرایند این ارتباط و تغییرات
لازم را مورد توجه قرار داده است. بررسیها نشان میدهد که علاوه بر
شاخصهای کیفی اطلاعات از جمله اتکاپذیری اطلاعات، شفافیت، قابلیت
مقایسهپذیری و مربوط بودن اطلاعات (Karampinis & Hevas, 2011)، شاخصهایی چون اندازه و اهرم مالی شرکت نیز میتواند روابط بین حسابرسان، کمیتههای حسابرسی و هیئتمدیره را تحت تاثیر قرار دهد (Maria & Spathis, 2012). در
این مقاله، به بررسی و تجزیهوتحلیل برخی از مباحث مطرحشده بهوسیله
هیئت نظارت بر حسابداری شركتهای سهامی عام پرداخته میشود و رهنمودهای
مربوط به روابط بین حسابرسان، کمیتههای حسابرسی و هیئتمدیره و همچنین
پیامدهای مربوط، تشریح میگردد. پیامدهای مربوط، بر کیفیت گزارشگری مالی،
کنترلهای داخلی و عملکرد حسابرس مستقل تاكید دارد.
روابط مربوط به كیفیت گزارشگری مالی
بررسی
مطالعات صورت گرفته در زمینه گزارشگری مالی نشان میدهد که رابطهای مثبت
(مستقیم) بین قدرت حاكمیتی و كیفیت گزارشگری مالی وجود دارد. در واقع،
حاكمیت با كیفیت خوب گزارشگری مالی در ارتباط است. از جمله موضوعهای
مورد بحث در پژوهشهای صورت گرفته، چگونگی تقابل مسئولیتهای كمیته حسابرسی و
هیئتمدیره در قبال كیفیت گزارشگری مالی و انواع روابط حسابرس است كه به
میزان درخورتوجهی به كمیته حسابرسی و هیئتمدیره در انجام وظایف و
مسئولیتها كمک میكند. بررسی رابطه بین حاكمیت و معیارهای مهم كیفیت
گزارشگری مالی، از قبیل مدیریت سود و تجدید ارائه، به درک بهتر بهبود كیفیت
گزارشگری مالی از سوی كمیته حسابرسی و روابط با هیئتمدیره منجر میشود.
تصمیمهای جسورانه3 مدیریت ممکن است تجدید ارائه سود را در پی داشته باشد (Cohen et al., 2007). از
اینرو، روابط بین حسابرسان و كمیته حسابرسی برای كاهش احتمالی چنین
تصمیمهایی ضروری است. از سوی دیگر، تحقیقهای صورت گرفته در این خصوص نشان
میدهند که تشویق و ترغیب کمیته حسابرسی از طریق برقراری نظام پاداش، باعث
میشود تا تقاضا برای نظارت بر فرایند گزارشگری مالی افزایش یابد و کیفیت
حسابرسی و تخصص کمیته حسابرسی بهبود یابد (Engel et al., 2010). از جمله مباحث مطرح در خصوص کیفیت گزارشگری مالی که بر این رابطه تاثیرگذار است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد.مدیریت سود
مدیریت
میتواند از حسابداری تعهدی برای تحریف عملكرد مالی صحیح واحد تجاری
استفاده كند. بنابراین، محققان از اقلام معوق (برای مثال، براوردهای
جسورانه حسابداری یا تعدیلهای پایان دوره) بهعنوان ابزاری جهت مدیریت سود و
گزارشگری مالی با كیفیت پایین استفاده میكنند (نمازی و همکاران،
1390). نتایج مطالعات صورت گرفته در این خصوص نشان میدهد که واحدهای
تجاری که كمیته حسابرسی خود را با مدیران مستقل تشکیل دادهاند، تمایل
كمتری به ارائه اقلام معوق دارند. علاوه بر این، بین تخصص مالی در کمیته
حسابرسی و مهارت مالی اعضای هیئتمدیره با بزرگنمایی اقلام معوق رابطه منفی
(معکوس) وجود دارد (Dhaliwal, 2006). تجدید ارائه
تجدید ارائه4،
پذیرش اظهار غلط و بااهمیت در صورتهای مالی دوره قبل است. بنابراین
میزان و اندازه تجدید ارائه، نشاندهنده گزارشگری مالی ضعیف است. رابطه
بین تخصص مالی در هیئتمدیره و كیفیت بالای گزارشگری مالی، بر روابط بین
حسابرسان، کمیتههای حسابرسی و هیئتمدیره تاثیر داشته و گویای این است كه
چنین روابطی میتوانند آگاهیدهنده باشند. تخصص مالی در كاهش فرصتهای
مدیریت سود از اهمیت ویژهای برخوردار است و اطلاعات بهدستآمده از روابط
بین حسابرس، هیئتمدیره و كمیته حسابرسی ممكن است سودمند باشد (Baber, 2005). تقلب
شاید مهمترین پیامد مشكلساز گزارشگری مالی با كیفیت پایین، تقلب5 در
گزارشگری مالی باشد. با این حال، شواهدی گویای اینكه كمیته حسابرسی با
ریسک تقلب در ارتباط است، وجود ندارد. برخی مطالعات نشان میدهد كه
استقلال هیئتمدیره احتمال تقلب را كاهش میدهد؛ اما وجود و تركیب كمیته
حسابرسی، در مقابل كاهش ریسک تقلب ارزش اضافی ایجاد نمیكند. تحقیقهای
اخیر نشان میدهد كه در صنایع خاص، بین واحدهای تجاری دارای تقلب و فاقد
تقلب، تفاوتهای اساسی در هیئتمدیره و كمیته حسابرسی وجود دارد. این
نتایج، نشان میدهد كه سازوكارهای حاكمیت شركتی متفاوت ممكن است برای صنایع
گوناگون مناسب باشد (Abbott et al., 2000).سایر شاخصهای كیفیت گزارشگری مالی
محققان
علاوه بر موارد بالا، از معیارهای بالقوه دیگری مانند ضریب واكنش سود،
مقایسه با معیارها، رتبهبندی تحلیلگران، افشای داوطلبانه و رویههای
متمایز حسابداری، برای کیفیت گزارشگری مالی استفاده میکنند. كمیته
حسابرسی و حسابرسان باید نسبت به واحدهای تجاری، حساسیت بیشتری نشان دهند
و اطمینان یابند كه بررسیهای آنها تجزیهوتحلیل عواملی كه تشكیلدهنده
صورتهای مالی نیست، مانند تفاوت بین درامدهای گزارششده و درامدهای سال قبل
و پیشبینیهای تحلیلگران را نیز در بر میگیرد. كیفیت گزارشگری مالی
میتواند در صورت افزایش تعامل و ارتباط ایجادشده بین بازیگران اصلی اجزای
حاكمیت شركتی، شامل حسابرسان مستقل و كمیته حسابرسی، افزایش یابد. با
افزایش تعامل، دانش مالی افزایش یافته، درک بهتری از هدفهای مدیریت فراهم
شده، نفوذ مدیران داخلی كاهش یافته و در نتیجه روابط کلی افزایش مییابد (Xie et al., 2003; Anderson et al., 2005).
روابط مربوط به كنترلهای داخلی
بخش
404 قانون ساربنز اكسلی اهمیت اطمینان داشتن به كیفیت بالای كنترلهای
داخلی و اهمیت تبادل اطلاعات مربوط به ضعف كنترلهای موجود در بازار سرمایه
را افزایش داده است. بر اساس بخش 404 ساربنز اكسلی، مدیریت باید گزارشی در
مورد اثربخشی كنترلهای داخلی برای گزارشگری مالی ارائه كند و حسابرس مستقل
نیز باید گزارشی حاوی اظهارات خود در مورد اثربخشی كنترلهای داخلی برای
گزارشگری مالی ارائه کند. اگر حسابرس و مدیریت به این نتیجه رسیدند كه ضعف
بااهمیتی وجود دارد، پیشنهادهایی از سوی حسابرس ارائه میشود که بیانگر
ماهیت ضعفهای بااهمیت کنترلهای داخلی است.
گزارش مدیریت نیز اقدامهای
مفید مربوط را جهت اصلاح مسائل بهوجودآمده، مورد بحث قرار میدهد. تمامی
واحدهای تجاری، صرفنظر از اندازه باید برای استقرار كنترلهای داخلی قوی و
ایجاد محیط كنترلی كه پشتوانه گزارش مالی صحیح باشد، تلاش كنند. با این
حال، انگیزه و منابع لازم برای پشتیبانی كنترلهای داخلی قوی بر اساس
ویژگیهای خاصی از واحد تجاری مانند اندازه، انعطافپذیری مالی و پیچیدگی
عملیاتی، متفاوت هستند (Doyle et al., 2006). از جمله مباحث مطرحشده در خصوص کنترلهای داخلی، میتوان به موارد زیر اشاره كرد:
سازوكار حاكمیتی و ضعفهای بااهمیت كنترلهای داخلی
هدف
اصلی سازوكارهای کنترلی، شفافسازی و پاسخگویی است. در سازوكار حاکمیتی،
تاکید ویژهای بر استقرار نظام حسابرسی داخلی و کمیته حسابرسی میشود و
رابطه بین مدیران و حسابرسان مستقل از طریق کمیته حسابرسی شکل میگیرد.
حاكمیت شركتی اثربخش، مستلزم فعال بودن و تشریک مساعی كلیه مشاركتكنندگان
اصلی آن یعنی كمیته حسابرسی، هیئتمدیره، حسابرسان مستقل، حسابرسان داخلی و
مدیریت است. اثربخشی حاكمیت شركتی اساساً به موفقیت كمیته حسابرسی بستگی
دارد. مسئله حائز اهمیت این است كه آیا كمیته حسابرسی میتواند كیفیت
كنترلهای داخلی سازمان را تحت تاثیر قرار دهد؟
كمیتههای حسابرسی
جهت کارایی بیشتر و تكمیل نقش كنترلی خود در سازمان، باید محیط كنترلی قوی
از طریق افزایش کیفیت گزارشگری مالی ایجاد كنند. از جمله موضوعهای مورد
توجه کمیته حسابرسی در برقراری ارتباط با حسابرسان، ضعف بااهمیت در سطح
شرکت نسبت به ضعف بااهمیت در سطح حساب خاص است. بحث مهم دیگر این است كه
آیا عوامل خاص (برای مثال، فشار مالی یا تجدید ساختار) میتواند ماهیت و
میزان روابط بین حسابرس و كمیته حسابرسی در خصوص كنترلهای داخلی را تحت
تاثیر قرار دهد (احمدپور و همکاران، 1389). برای مثال، واحدهای تجاری که
ضعف مالی آنها به سرعت رشد میكند و یا در حال تجدید ساختار هستند، دارای
سطح بالایی از ریسک ضعفهای بااهمیت بوده و بیشتر مورد توجه كمیته
حسابرسی و حسابرس قرار میگیرند. همچنین، لازم است تا حسابرس در مورد
موضوعهای بااهمیت مربوط به كنترلهای داخلی، بهطور مستقیم با هیئتمدیره
ارتباط برقرار کند.
برای مثال، در صورت افزایش عوامل ایجاد کننده ریسك،
مانند فشار مالی یا پیچیدگی تجاری، بهتر است ارتباط مستقیمی بین حسابرسان و
هیئتمدیره برقرار شود. نکته اصلی این است که مشاهدات حسابرسان در ارتباط
با بهبود اثربخشی كمیته حسابرسی، میتواند بهصورت مستقیم به هیئتمدیره
گزارش داده شود (Krishnan, 2005).
عملكرد حسابرس داخلی
عملكرد
قوی حسابرس داخلی، عاملی کلیدی برای کنترلهای داخلی قوی است و بخش مهمی
از محیط كنترلی سازمان به شمار میرود. علاوه بر این، اهمیت عملكرد حسابرس
داخلی در ساختار حاکمیت واحد تجاری، پس از قانون ساربنز اكسلی رشد
قابلتوجهی داشته است. کمیته حسابرسی و حسابرس مستقل باید در مورد دلایل
اتکا یا عدم اتکای حسابرسان مستقل بر عملكرد حسابرس داخلی، بحث کنند.
با
توجه به تمایل حسابرسان مستقل برای اتكا بر کار حسابرس داخلی، الزام كمیته
حسابرسی به ارزیابی كیفیت عملكرد حسابرس داخلی و بحث در مورد کفایت
استفاده از حسابرسان داخلی بهعنوان بخشی از حسابرسی صورتهای مالی، از
اهمیت بیشتری برخوردار است. اگرچه این موضوع بهصورت مستقیم توسط گروه
مشورتی مورد بررسی قرار نگرفته، اما گویای این مطلب است که روابط حسابرس
داخلی میتواند بر کیفیت کلی فرایند گزارشگری مالی اثر بگذارد (Cohen et al., 2007).
دیدهبانی
شركتهای سهامی عام موظفند برای حراست از دیدهبانان، تدابیر امنیتی فراهم کنند. اهمیت فزاینده دیدهبانی6،
ناشی از توان بالقوه حسابرسان مستقل و کمیتههای حسابرسی است. کمیتههای
حسابرسی باید مسئولیتپذیری بیشتری در برابر حراست از دیدهبانان داشته
باشند و باید رهنمودهای روشنتری را در مورد شرایط قانونی ایجادشده برای
ارائه گزارش مربوط به محدودیتهای موجود در فرایند گزارشگری مالی، مطرح
کنند.
حسابرسان داخلی باید شکایتهای قانونی دیدهبانان را به
کمیتههای حسابرسی انتقال دهند و کمیته حسابرسی شکایتهای مرتبط با فرایند
گزارشگری مالی را با حسابرس مستقل مورد بحث قرار دهد. کمیتههای حسابرسی
باید جو حاکم بر سازمان، نسبت به حراست از دیدهبانان را مورد ارزیابی
قرار دهند و در مورد این ارزیابیها با حسابرسان مستقل بحث کنند. از
اینرو، کمیته حسابرسی باید نقش فعالتری در بهبود حراست از دیدهبانان، از
جمله مورد بحث قرار دادن این فرایند با حسابرس مستقل، داشته باشند.
همچنین، کمیته حسابرسی باید تمامی فعالیتهای اساسی دیدهبانی را به
حسابرس مستقل منتقل کند (Read & Rama, 2003).
روابط مربوط به عملکرد کاری حسابرس مستقل
مسئولیت
اولیه کمیته حسابرسی به کار گماردن و نظارت بر كار حسابرس مستقل است. برای
این منظور لازم است خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی و كار با حسابرس از قبل
مشخص شود تا از کیفیت بالای خدمات ارائهشده توسط حسابرس، اطمینان پیدا
شود. تمرکز کمیتههای حسابرسی کارا بر دقت و بیان صورتهای مالی، اثربخشی
کنترلها و کیفیت کار حسابرس است. کیفیت حسابرسی، حقالزحمههای حسابرسی،
استقلال حسابرس، و خدمات غیرحسابرسی، از جمله موضوعهای مورد بحث در عملکرد
کاری حسابرس مستقل است (Cohen et al., 2007).
کیفیت حسابرسی
یکی
از اصلیترین وظایف کمیته حسابرسی، بررسی کیفیت حسابرسی مستقل است تا
اطمینان یابد که آیا حسابرسان بهرغم فشارهای مدیریت، تحریفهای بااهمیت
را کشف و گزارش میکنند؟ حسابرسان اغلب با توجه به ویژگیهایی مانند
اندازه صاحبکار، کنترلهای داخلی، سلامت مالی، تکرار و نوع قضاوتها، از
تعدیلهای احتمالی ارائهشده چشمپوشی میکنند. چشمپوشی تعدیلهای ذهنی
(قضاوتهای الزامی مانند براوردها) یا تعدیلهای تهاتری (افزایش درامد در
برابر کاهش درامد) نسبت به تعدیلهای عینی (تعدیلهایی که نیاز به قضاوت
کمتری دارند) بیشتر است. چشمپوشی برای صاحبکارانی که از سلامت مالی ضعیفی
برخوردارند، با احتمال کمتری صورت میگیرد (Tendello & Vanstraelen, 2008).
روابط بین هیئتمدیره و حسابرس در فرایند مذاکره حسابرس با صاحبکار
میتواند تمایل حسابرسان را برای فراهم آوردن خواستههای صاحبکار، کاهش
دهد.
یک کمیته حسابرسی قوی نیز میتواند روشن نبودن استانداردهای
حسابداری را جبران کند و از این طریق به این فرایند کمک برساند. کمیته
حسابرسی باید با توجه به تاثیر فشارهای صاحبکار، از تمامی موضوعهای مهم و
تعدیلهای در نظر گرفتهشده برای ارزیابی کیفیت حسابرسی و ارزیابی اینکه
آیا راهحلهای نشاندادهشده مناسب است، مطلع شود. در این خصوص، حسابرسان
باید تمامی روشهای مهم را گزارش کنند تا کمیته حسابرسی نیز از نتایج
بهکارگیری روشها مطلع شود. حسابرسان در برخی موقعیتها با فشارهای مکرری
مانند روشهای ذهنی و استانداردهای حسابداری مبهم، روبهرو میشوند. در
این وضعیتها کمیته حسابرسی باید هوشیار باشد و برای حل موضوعهای مهم و
اینکه آیا حسابرسان انگیزههای صاحبکار را مورد بررسی قرار میدهند، در پی
فرایند حسابرسی باشد (محمدیان، 1390).
حقالزحمههای حسابرسی
کمیته
حسابرسی، نقش بااهمیتی در کفایت حقالزحمههای حسابرسی دارد و تضمین
میکند که حسابرسان قرارداد حسابرسی خود را با کیفیت بالایی انجام دهند.
این موضوع بدین معنی است که حسابرسان مستقل نباید تنها سطح حقالزحمههای
حسابرسی و غیرحسابرسی را به کمیته حسابرسی اطلاع دهند، بلکه باید چگونگی
براورد حقالزحمهها را از طریق بررسی دقیق کیفیت خدمات تعیین کنند (Cohen et al., 2007).
استقلال حسابرسان و خدمات غیرحسابرسی
ارزش
حسابرسی مستقل به میزان ارزیابی حسابرسان از ارائه منصفانه صورتهای مالی و
اثربخشی کنترلهای داخلی است. از این رو، نقش حیاتی کمیته حسابرسی
تضمین استقلال ظاهری و باطنی حسابرسان است. نگرانی درخورتوجهی که به
استقلال حسابرسان آسیب میرساند، ارائه خدمات غیرحسابرسی است (خشویی و
رجبی، 1387). قانون ساربنز اكسلی، خدمات غیرحسابرسی را ممنوع شمرده و کمیته
حسابرسی را ملزم کرده است تا هرگونه خدمات غیرحسابرسی ارائهشده توسط
حسابرسان را ارزیابی كند.
نگرانیهای ناشی از خدمات غیرحسابرسی، این
مسئله را بهوجود میآورد که آیا خدمات غیرحسابرسی به عینیت قضاوت حسابرس
آسیب میرساند یا خیر. شواهد نشان میدهند که هیچ رابطه منظمی بین ارائه
خدمات غیرحسابرسی و استقلال حسابرسان وجود ندارد. بنابراین، حسابرسان
نهتنها باید تمامی روابط با صاحبکار و ماهیت خدمات را به کمیته حسابرسی
انتقال دهند، بلکه علت و چگونگی کسب منافع ناشی از خدمات غیرحسابرسی را نیز
باید با کمیته حسابرسی در میان بگذارند (Karim, 2010).
نتیجهگیری
در
این مقاله برخی از مباحث مطرحشده از سوی هیئت نظارت بر حسابداری شركتهای
سهامی عام بررسی شد. بدین منظور، رهنمودهای مربوط به روابط بین
حسابرسان، کمیتههای حسابرسی و هیئتمدیره و همچنین پیامدهای مربوط به
کیفیت گزارشگری مالی، کنترلهای داخلی و عملکرد حسابرس مستقل تشریح شد و
مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که با پیروی و تقویت
پیامدهای مذکور، روابط بین حسابرسان، کمیتههای حسابرسی و هیئتمدیره بهبود
مییابد. علاوه
بر این، عملکرد مطلوب حسابرس مستقل در گرو عواملی چون نظارت بر کیفیت کاری
حسابرسان، واکاوی دقیقتر جهت تعیین میزان حقالزحمههای حسابرسی و خدمات
غیرحسابرسی است. كمیتههای حسابرسی نیز جهت کارایی بیشتر و تكمیل نقش
كنترلی خود در سازمان، باید محیط كنترلی نیرومندی را از طریق افزایش کیفیت
گزارشگری مالی ایجاد كنند. در این مقاله، نتایج نشان میدهد که اهمیت
فزاینده دیدهبانی، ناشی از توان بالقوه حسابرسان مستقل و کمیتههای
حسابرسی است و تقلب مهمترین پیامد مشكلساز گزارشگری مالی با كیفیت پایین
است. در نتیجه، تخصص مالی در كاهش تقلب و فرصتهای مدیریت سود، از
اهمیت ویژهای برخوردار است. در
نهایت، پیشنهاد میشود بررسیهای بیشتری در خصوص سایر مباحث از جمله کفایت
افشای گزارشگری مالی که بسیار مورد توجه کمیسیون بورس و اوراق بهادار است،
صورت گیرد.
پانوشتها
1- Sarbanes Oxley
2- Public Company Accounting Oversight Board (PCAOB)
3- Aggressive
4- Restatement
5- Fraud
6- Whistle-Blowing
منابع
• احمدپور احمد، محمد کاشانیپور و محمدرضا شجاعی، بررسی تاثیر حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی بر هزینه تامین مالی از طریق بدهی (استقراض)، بررسیهای حسابداری و حسابرسی، دوره 17، شماره 62، زمستان 1389، 32-17
• خشویی
محمد و روح ا.. رجبی، هزینههای نمایندگی و قیمتگذاری خدمات حسابرسی
مستقل، مجله بررسیهای حسابداری و حسابرسی، شماره 53، دانشگاه تهران، 1387
• محمدیان محمد، نقش و روابط حسابرس، کمیته حسابرسی و هیئتمدیره در پاسخگویی به سهامداران، ماهنامه حسابرس، سال سیزدهم، شماره 56، 1390، صفحه 136
• نمازی
محمد و انور بایزیدی و سعید جبارزاده کنگرلویی، بررسی رابطه بین کیفیت و
مدیریت سود شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، تحقیقات
حسابداری و حسابرسی، سال سوم، شماره 9، بهار1390
• Abbott L., Y. Park, and S. Parker, The Effect of Audit Committee Activity and Independence or Corporate Fraud, Managerial Finance, Vol. 26, 2000, No.11, pp. 55-67
• Anderson K.L., D.N. Deli, and S.L. Gillan, Board of Directors, Audit Committees, and the Information Content of Earnings, Working Paper, Georgetown University, 2005
• Baber W.R., S. Kang, and L. Liang, Strong Boards, Management Entrenchment, and Accounting Restatement, Working Paper, The George Washington University, 2005
• Cohen J., M.L. Gaynor, G. Krishnamoorthy, and M.W. Arnold, Auditor Communications with the Audit Committee and the Board of Directors: Policy Recommendations and Opportunities for Future Research, Accounting Horizons, Vol. 21, No. 2, 2007, pp. 165-187
• Cohen J., M.L. Gaynor, G. Krishnamoorthy, and M.W. Arnold, The Corporate Governance Mosaic and Financial Reporting Quality, Journal of Accounting Literature, Vol. 23, No.1, 2004, pp. 87-152
• Dhaliwal D., V. Naiker, and F. Navissi, Audit Committee Financial Expertise, Corporate Governance and Accruals Quality: An Empirical Analysis, Working paper, The University of Arizona, 2006
• Doyle J., W. Ge, and S. McVay, Accrual Quality and Internal Control Over Financial Reporting, Working paper, University of Utah, 2006
• Engel E., M.H. Rachel, and W. Xue, Audit Committee Compensation and the Demand for Monitoring of the Financial Reporting Process, Journal of Accounting and Economics, Vol. 49, No. 5, 2010, pp. 136-154
• Karim Waresul A., Audit Pricing, Audit Concentration and BiG 4 Premium in Bangladesh, Journal of Financial, Vol.10, 2010, pp.1-43
• Karampinis N.I., and D.L. Hevas, Mandating IFRS in an Unfavourable Environment: The Greek Experience, The International Journal of Accounting, Vol. 46, No. 3, 2011, pp. 304-332
• Krishnan J., Audit Committee Quality and Internal Control: An Empirical Analysis, The Accounting Review, Vol. 80, No. 2, 2005, pp. 649-675
• Maria T. and Ch. Spathis, Earnings Management and the Role of Auditors in an Unusual IFRS Context: The Case of Greece, Journal of International Accounting, Auditing and Taxation, Vol. 46, No.1, 2012, pp. 150-181
• Read W.J., and D.V. Rama, Whistle Blowing to Internal Auditors, Managerial Auditing Journal, Vol. 18, No. 5, 2003, pp. 354-362
• Tendello B. & A. Vanstraelen, Earnings Management and Audit Quality in Europe: From the Private Client Segment, European Accounting Review, Vol. 17, No. 3, 2008, pp. 447-469
• Xie B., W. Davidson, and P. DaDalt, Earning Management and Corporate Governance: The Role of the Board and the Audit Committee, Journal of Corporate Finance,Vol. 9, No. 2, 2003, pp. 295-316